نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
شاخه ي رز سرخ
 

 

  شاخه ي رز سرخ 

 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


لوگو

 


باران
ياسي
لینک 3
لینک 4


Gardoon Persian Templates

طراحی

 

 

شنبه، 26 آذر، 1384

بله . نقطه سر خط.

 

بله. نقطه سر خط

اين كلمه را گفتم و زندگي را از سر سطر شروع كردم، گفتنش سخت بود آنقدر سخت كه نايي از گلويم بلند نميشد و با زحمتي به وسعت فرياد تنها زمزمه اي شنيده شد كه:

با اجازه ي بزرگترها......بله.

                                             و

     يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.

 

و اينگونه ستاره ي عشقي كه منتظر طلوعش بودم از ميان آسمان تابشش را قوت بخشيد و چشمانم را خيره كرد.

او ميگفت سه سال است در آسمان زندگي اش طلوع كرده ام و او نيز به آسمان زندگي من ...و منتظر زمان موعود بوده تا آشكارا بتابد. او ميگويد سه سال مرا ديده و آرزو كرده است.علي ميگويد خدا او را به آرزويش رسانده است ومن كه چشمكهاي اين ستاره را به خاطر دارم باور ميكنم.

 

علي از ماوراي عشق آمده است تا با دختري پاييزي و به تنهايي مهتاب،در شبي نقره اي با قاصدكي سفر كند تا به روي ابرها برسند و در آنجا دلكده اي بنا كنند و در آن كيمياي ناب عشق را به قلب شيشه اي همسرش هديه كند.من و تنهايي نيز با يكديگر وداع گفته ايم هر چند دلم براي او نيز تنگ خواهد شد.

علي به سختي راه آگاه است و آن را تاوان عشق ميداند ولي تاواني شيرين و گوارا.

او ميگويد: پرواز را به خاطر بسپار تا عبور از پستي و بلندي ها به راحتي عبور از همواريها باشد.

و عهد كرده ايم تا هديه ي خداوند را با جان و دل بپذيريم تا خداوند نيز هزاران راز زندگي را برايمان فاش كند.ولي امان از روزي كه خدا به وعده هايش عمل نكند. ولي نه خدايي كه ما را با اين همه فاصله به هم رسانده مهربانتر از اينهاست و ما به اين سخن ايمان داريم.

علي همچون پسري متولد كوهستان ، با دلي به وسعت دريا و آكنده از مرواريد زيباي محبت خلوتگاه دلش را با من قسمت ميكند.

ولي اي كاش ... ستاره ي عشق همه طلوع كند، و حميد و رومينا نيز، كه اين نعمتي است بس بزرگ و لايق شكرگذاري بس بزرگتر، و بزرگترين شكر نعمت قدر آن نعمت را دانستن است.

 

از اينكه نبودم معذرت ميخوام ، از لطف همه تون ممنون و من هنوز هم دوستتون دارم حتي خيلي بيشتر از قبل . راستي آقا مهرداد از شما هم ممنون. راهنمايي شما در تصميمي كه گرفتم بي تاثير نبود.

 


آیا تو هم...؟؟؟


 


دوشنبه، 9 آبان، 1384

و سخت ترين ها را بايد رها كردو بايد رها كرد...

 

 

و من چشم انتظار طلوع ستاره اي از كرانه ي آسمان پلك نميزنم و بيدارم ... گويي كسي خواب مرا آرزو دارد ولي نه من بيدارم ، هشيارتر از هميشه ي زمان زندگي ام .هنوز طلوع ستاره ي عشق را لحظه ميشرم كه كسي در گوشم زمزمه ميكند: اندكي صبر تو را چاره ي مشكل باشد .

و من به اميد آمدن آن تك ستاره ي زندگي ام هنوزصبورانه بيدارم و مهياي زمان طلوع ...

 


آیا تو هم...؟؟؟


 


شنبه، 23 مهر، 1384

سکوت

 

                        براي شكستن اين سكوت مرگبار

                                                          صداي لرزانم نيزارتعاش لازم را ندارد.

                    تو برايم اين سكوت را تفسير كن شايد روزنه ي اميدي ديدم و شايد هم ...

 


آیا تو هم...؟؟؟


 


شنبه، 2 مهر، 1384

 

                                   به نام خدا

    تو روزاي سال يه روز هست كه با بقيه روزا فرق داره دوست داري اون روز تو خيابوناي شهرهياهويي بپا كني، داد بزني و همه از پنجره سرك بكشن بپرسن: بابا چه خبرته؟ و تو بگي .... امروز ... مگه نه اينكه خورشيد از مغرب طلوع كرده ؟ مگه نه اينكه امروز آسمون آبي تر از هميشه است؟

و اونا ميگن: نه عزيز! خواب ديدي خوش! هيچ اتفاق تازه اي نيفتاده...

شك ميكني ، به آسون نگاه ميكني ، راست ميگن خورشيد از مشرق در اومده و آسمون ... و تولدت ... براي هيچ كس مهم نيست.

وتومثل هميشه تنهاي تنهايي...


آیا تو هم...؟؟؟


 


جمعه، 4 شهریور، 1384

 

                                          به نام حضرت عشق

          يادم مياد قديم قديما كه ما بچه بوديم گفتن جمله اي به قشنگيه: دوستت دارم چقدر     سخت بود و شنيدنش هم بندرت پيش مي اومد ولي حالا...

            امروزه كاربرد اين جمله زياد شده ولي فقط كاربردش، كاش به جاي كاربردش ارزشش بيشتر ميشد ،كاش ابهتش را از دست نميداد ، كاش .....

          از اونجايي كه قراره من شروع كنم و تو هم، تا اون مدينه ي فاضله را بسازيم پس بياين يه كاري كنيم ابهت از دست رفته ي اين جمله را بهش برگردونيم بياين به جاي اينكه به كسي بگيم دوستش دارم بهش ثابت كنيم كه دوستش داريم ؛ بياين به جاي گفتن بيشتر عمل كنيم .

         يادم مياد اون موقع كه بچه بودم اگه كسي ميخواست بهم بگه كه دوستم داره بهش ميگفتم :

       عاشق آن نيست كه هر لحظه زند لاف محبت

                                                    عاشق آن است كه لب بندد و بازو بگشايد .

     ولي خودمونيم حيف اين جمله ي قشنگ نيست كه بيجا به كار برده بشه ؟؟

      و من ميخوام اينجا داد بزنم كه : آي مردم ! به خدا من دوستتون دارم  به خدا حاضرم براي دلهاي پاكتون و احساسات قشنگ و نابتون هر قيمتي را بپردازم .

       فقط يه خواهش ازتون دارم : بياين به عشق و احساس و عاطفه يه كمي بيشتر و بجا

ارزش بديم . بياين مرد و مردونه زندگي كنيم وعاشق بشيم ،بي ريا بخنديم، بي دليل گريه كنيم و

 عاشقانه به هم نگاه كنيم و با نگاهمون به همديگه بگيم كه : دوستت دارم

 


آیا تو هم...؟؟؟


 


 
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

  RSS 2.0